تبلیغات
اخبار حوادث - مطالب اردیبهشت 1396
اخبار حوادث
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :اخبار حوادث
مطالب اخیر
نویسندگان

مردی که همسر دوم خود را به قتل Murder رسانده بود ساعاتی پس از ارتکاب جرم و با صدور دستورات ویژه قضایی دستگیر شد و ضمن اعتراف به جنایت هولناک خود گفت: همسرم به پیامک بازی شبانه ام با یک زن غریبه، اعتراض کرد که من هم عصبانی شدم و او را با ضربات چاقو کشتم!!

 ماجرای این جنایت تکان دهنده از آن جا لو رفت که سپیده دم روز پنجشنبه گذشته، صدای زنگ تلفن قاضی  ویژه قتل عمد به صدا درآمد و ماموران انتظامی وی را در جریان مرگ دلخراش زن 299 ساله ای قرار دادند که بر  اثر وارد آمدن ضربات چاقو به مرکز درمانی انتقال یافته بود.

لحظاتی بعد قاضی «کاظم میرزایی» به همراه عوامل بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره جنایی پلیس  آگاهی خراسان رضوی عازم مرکز درمانی شد و به تحقیق میدانی در این باره پرداخت. نوجوان 155 ساله ای که با اورژانس تماس گرفته و پیکر نیمه جان مادرش را به بیمارستان رسانده بود، درباره چگونگی وقوع ماجرا به بازپرس با تجربه شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گفت: من 2 ماهه بودم که مادرم از پدرم طلاق گرفت و پدرم با «مرضیه» (مقتول) ازدواج کرد. در واقع نامادری ام با محبت هایش مرا بزرگ کرد تا به این سن رسیدم. شب حادثه  نفهمیدم که درگیری بین پدر و نامادری ام به چه خاطر رخ داد ولی وقتی با سروصدای آن ها به همراه دیگر برادرانم از خواب بیدار شدیم دیدیم که پدرم با عصبانیت گلوی مادرم را می فشارد و سپس او را با ضربات چاقو مجروح کرد. این نوجوان ادامه داد: پدرم با همان چاقو ضرباتی هم به سر من کوبید که سرم شکست در این هنگام پدرم گوشی مادرم را از روی اپن آشپزخانه برداشت و درحالی که شلوارش را به دست گرفته بود از خانه فرار  کرد. من هم  وقتی مادرم را نقش بر زمین و خون آلود دیدم با اورژانس تماس گرفتم که بلافاصله او را به مرکز درمانی انتقال دادیم ولی تلاش پزشکان به  نتیجه نرسید و نامادری ام جان خود را از دست داد.

«قاضی میرزایی» که بنا به تجربه قضایی خود دریافته بود متهم به قتل در این وقت صبح سرگردان است و احتمال دارد به کارگاه محل کارش بازگردد، با صدور دستورات تلفنی به ماموران کلانتری شهرک مهرگان مشهد از آنان خواست به ردیابی متهم بپردازند. در پی صدور این دستور گروه ویژه ای از ماموران انتظامی به سرپرستی سروان برزنونی (جانشین کلانتری مهرگان) وارد عمل شدند و در قالب چند تیم درحالی به رصدهای اطلاعاتی پرداختند که قاضی ویژه قتل عمد نظارت مستقیمی بر عملیات داشت. دقایق به تندی سپری می شد و ماموران انتظامی با راهنمایی های سرهنگ محمد بوستانی (فرمانده انتظامی مشهد) از همه توان اطلاعاتی و عملیاتی خود برای شناسایی محل اختفای متهم استفاده می کردند تا این که گروهی از ماموران موفق شدند محل کار متهم را در منطقه ای از شهر شناسایی و به محاصره درآورند. آنان پس از اطمینان از حضور متهم 38 ساله و با کسب مجوز قضایی، در یک عملیات هماهنگ، وی رادستگیر کردند. متهم این پرونده جنایی که تنها چند ساعت بعد از ارتکاب قتل در چنگ قانون  گرفتار شده  بود به دستور قاضی کاظم میرزایی روانه پلیس آگاهی شد تا بازجویی ها از وی به شیوه ای تخصصی ادامه یابد. متهم به قتل که برای رهایی از مجازات دست به داستان سرایی های ساختگی متعددی می زد وقتی که روز گذشته مقابل قاضی شعبه 211 دادسرای مشهد قرار گرفت دیگر نتوانست حقیقت موضوع را پنهان کند. او که همه راه های گریز را بسته می دید اگرچه باز هم به تناقض گویی پرداخت اما به وارد آوردن ضربات چاقو اعتراف کرد و گفت: همسر اولم به بیماری سرطان مبتلا بود به همین خاطر سال ها قبل با «مرضیه» ازدواج کردم تا این که حدود 6 سال قبل همسر اولم از من طلاق گرفت ولی مرضیه هم به بیماری کلیه دچار بود و نمی توانست برخی از وظایف زندگی مشترک را به درستی انجام بدهد این بود که به توصیه مرضیه با زن غریبه ای که در یک قنادی کار می کرد آشنا شدم. من که شماره تلفن آن زن را به دست آورده بودم با ارسال پیامک هایی خودم را مجرد معرفی کردم و قرار شد با یکدیگر نیز در پارک ملاقات کنیم اما آن زن به مجرد بودن من مشکوک شده بود به همین دلیل از من خواست تا به خانه ام بیاید. من هم به همسرم (مرضیه) گفتم که بچه ها را جای دیگری ببرد تا من با آن زن ملاقات کنم ولی همسرم به پلیس گزارش داده بود و ما توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدیم. پرونده ما هنوز در دادسرا مورد رسیدگی قرار داشت که آن زن غریبه پیامکی برای من ارسال و عنوان کرد: مرددیگری برایش پیامک می فرستد. او به من مشکوک بود که شماره تلفنش را در اختیار فرد دیگری گذاشته ام من هم بلافاصله به همسرم مظنون شدم و به او گفتم تو شماره آن زن را به کسی داده ای؟ همسرم نیز بدون تامل گفت: بله! شماره را به برادرم دادم تا به آن زن بگوید دست از سر زندگی من بردارد!! وقتی این جمله را شنیدم به آن زن غریبه پیامک دادم که همسرم این کار را کرده است ولی هنوز در حال پیامک بازی شبانه بودم که ناگهان همسرم گوشی را از دستم قاپید و آن را به دیوار کوبید! از این حرکت مرضیه به شدت عصبانی شدم و گلویش را با دست محکم می فشردم که فرزندانم مرا کتک زدند. من هم چاقویی را که زیر رختخواب بود برداشتم و ضرباتی به همسرم زدم و چند ضربه هم با ته دسته چاقو به سر پسر بزرگم کوبیدم. سپس از خانه فرار کردم! گزارش خراسان حاکی است با اعترافات صریح متهم این پرونده جنایی، دستور بازداشت موقت وی توسط قاضی ویژه قتل عمد صادر شد تا تحقیقات بیشتری درباره برخی از ادعاهای متهم صورت گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396
التماس کردم که نوعروسم ولی 3 جوان شیطان صفت هر بلایی خواستند در بیابان فردیس کرج سرم آوردند و ...+عکس

به گزارش حوادث رکنا، کارآگاهان پلیس با توجه به سرنخ‌هایی که زن جوان در اختیارشان قرار داده بود در عملیاتی ضربتی هر سه تبهکار را شناسایی و دستگیر کردند.

چند شب قبل نگهبان یک کارخانه اطراف شهر فردیس کرج صدای فریادهای زن جوانی را شنید که به شدت مجروح شده و به سختی خود را به اتاقک نگهبانی رسانده بود و کمک می‌خواست.

پس از اعلام موضوع به پلیس ۱۱۰، بلافاصله تیمی از مأموران گشت کلانتری ۱۲ چمران راهی محل مورد نظر شدند.

نوعروس ۲۵ ساله که به شدت هدف ضرب و جرح و آزار و اذیت وحشیانه قرار گرفته و کیف و تلفن همراهش نیز به‌سرقت رفته بود، در شکایتش گفت: «من و همکارم حدود ۲ ساعت پیش از محل کارم در کرج خارج شده و منتظر تاکسی بودیم که به مترو برویم.

چون هوا رو به تاریکی می‌رفت و عجله داشتیم، به محض اینکه یک خودروی پژوی سفید توقف کرد سوار شدیم. همکارم کمی جلوتر پیاده شد و در حالی که در کیفم به‌دنبال گوشی تلفن همراهم بودم، ناگهان مردی که روی صندلی عقب نشسته بود، به من حمله کرد که با هم درگیر شدیم.

من هم طوری با پایم به شیشه کوبیدم که شکست. اما راننده با زور و تهدید سرم را زیر صندلی کشید که دستش را گاز گرفتم تا رهایم کند. اما قدرت بدنی زیادی داشت و کلاه پالتویم را به روی سرم کشید و مرا پشت صندلی عقب مخفی کرد. بعد هم او و راننده با شخصی تلفنی صحبت کردند که قرار شد کمی جلوتر به آنها ملحق شود و فهمیدم که نقشه شومی در سر دارند. ۱۰ دقیقه بعد، دوستشان که «حسن» صدایش می‌زدند، از راه رسید و آنها در حرف‌هایشان گفتند قبل از تحویل دادن خودرو به صاحبش، باید شیشه شکسته را تعویض کنند که همان موقع فهمیدم خودرو را امانت گرفته‌اند.

با این‌حال سه آدم ربا وارد جاده فرعی و خاکی شدند که ناگهان خودرو در گل و لای گیر کرد. وقتی پیاده شدند، مخفیانه گوشی‌همراهم را از کیفم برداشتم و در حالی که وانمود می کردم به راننده التماس می‌کنم، با همسرم تماس گرفتم و گفتم: تو را به خدا مرا رها کنید و آزارم ندهید. اما راننده متوجه شد و گوشی را از دستم گرفت. همان موقع با وحشت پیاده شدم تا فرارکنم اما کفش‌هایم در گل فرو رفت و ۳۳ آدم ربا وحشیانه مرا مورد آزار و  اذیت قرار دادند و بعد هم فرار کردند. با این حال سعی کردم شماره پلاک خودرویشان را به خاطر بسپارم اما متوجه شدم پلاک را با گل پوشانده‌اند تا شناسایی نشوند.

در حالی که مأموران در حال ثبت گزارش شاکی بودند، همسرش نیز سر رسید و برای پیگیری شکایت به اداره آگاهی کرج رفتند.

با توجه به حساسیت موضوع، با دستور سرهنگ جواد صفایی- رئیس پلیس آگاهی البرز- تیمی از کارآگاهان جنایی، اطلاعاتی و عملیاتی پیگیری موضوع را در دستور کار ویژه قرار دادند.

آنها در نخستین گام با کمک زن جوان به چهره‌نگاری رایانه‌ای تبهکاران پرداختند. همچنین مسیر حرکت خودروی پژوی سفید بار دیگر با حضور مأموران بررسی شد و آنان دریافتند در این مسیر دو دوربین مداربسته قرار دارد که لحظه سوار شدن شاکی و همکارش به‌ خودرو را نشان می‌دهد. همچنین مشخص شد دقایقی قبل از سوار شدن دو زن جوان، تبهکاران شیطان صفت برای سوختگیری به پمپ‌بنزین، رفته‌اند. بنابراین پس‌از شناسایی پلاک خودرو و فاش شدن هویت صاحب‌اش محل زندگی مالک شناسایی شد. بعد هم تبهکاران که هرگز تصور نمی‌کردند در دام پلیس گرفتار شوند، در جنوب تهران دستگیر شدند.

راننده ۵۱ ساله که دارای ۳ فقره سابقه کیفری  بود، در اعترافاتش گفت: من راننده بودم و دوستم  زن جوان را با چاقو تهدید کرد. بعد هم حوالی روستا او را مورد آزار قرار دادند.

اما در ادامه تحقیقات، دو تبهکار ۲۸ و ۲۶ ساله که دارای سابقه کیفری هم هستند، منکر اظهارات شاکی شدند. با این حال راننده خودرو بار دیگر در مواجهه حضوری با ۲ همدستش، اظهارات خود را تکرار کرد.

به‌دنبال اعتراف‌های متناقض متهمان، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار هیأت قضایی شعبه یکم دادگاه کیفری(۱) کرج به ریاست قاضی«هدایت رنجبر» قرار گرفت.

در جلسه رسیدگی به پرونده، شوهر زن جوان با ناراحتی گفت: «آن شب وقتی همسرم را دیدم او را نشناختم. صورتش زخمی و خون‌آلود و لباس‌هایش گل‌آلود بود و انگشتان دستش هم شکسته بود. من و همسرم چند ماه قبل ازدواج کرده ایم، او همیشه به موقع به خانه برمی‌گشت و آن روز به‌خاطر تأخیر، نگرانش شدم اما تلفن همراهش در دسترس نبود.تا اینکه وحشت‌زده تماس گرفت و صدای التماسش را شنیدم.

سرگردان درخیابان‌ها در جست‌وجویش بودم و نمی‌دانستم باید کجا او را پیدا کنم. به پلیس خبر دادم و خانواده‌مان را در جریان گذاشتم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی