تبلیغات
اخبار حوادث
اخبار حوادث
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :اخبار حوادث
مطالب اخیر
نویسندگان
زشت ترین خبر هفته / نوعروس کرجی دوست پسرش را وقتی شوهرش سرکار می رفت به خانه اش می برد

نوعروسی که در پی تصادف رانندگی، با راننده خودروی خسارت دیده آشنا شده بود پس از طرح دوستی و با همدستی مرد شیطان‌صفت، نقشه قتل تازه داماد را طراحی و اجرا کردند.
به‌گزارش پرونده، ساعت یک بامداد ششم مهر امسال، زن جوانی هراسان با پلیس 110 تماس گرفت و از حمله 2 مرد نقابدار ناشناس به همسرش خبر داد. بلافاصله مأموران کلانتری 44 «ولد‌آباد» کرج، راهی خیابان چمن شده و با پیکر نیمه‌جان مرد 32 ساله‌ای به نام «امید» روبه‌رو شدند که با چاقو کشته شده بود. همسر وی که تنها شاهد جنایت بود به کارآگاهان پلیس جنایی کرج گفت: شام میهمان مادر شوهرم بودیم اما به محض خروج از آنجا سرنشینان خودروی پراید سفید به بهانه پرسیدن آدرس، شوهرم را مجبور به توقف کردند اما به محض اینکه پیاده شد ناگهان با چاقو به جانش افتاده و در تاریکی شب گریختند. متأسفانه من هم نتوانستم چهره آنان یا شماره پلاک خودروی‌شان را به‌خاطر بسپارم.

در حالی که تیم جنایی به اظهارات زن جوان مشکوک بود، پدر مقتول پس از حضور در اداره آگاهی از اختلاف شدید عروس و پسرش پرده برداشت و گفت: «پسرم فقط در مسیر محل کار و باشگاه ورزشی آمد و رفت داشت و ساکت و آرام بود. او با هیچ‌کس درگیری و خصومتی نداشت و فقط چند بار از سوی همسرش تهدید شده بود.»

بدین ترتیب با دستور بازپرس شعبه 22 دادسرای کرج، تماس‌ها و پیامک‌های «نغمه» مورد بررسی قرار گرفت و کارآگاهان به شماره ناشناسی رسیدند که با زن جوان ارتباط تلفنی زیادی داشت. «نغمه» که در بازجویی‌های پلیسی دچار تناقض‌گویی شده بود با مشاهده مدارک پلیس سرانجام لب به اعتراف گشود و با افشای راز قتل شوهرش گفت: چندی پیش با «امید» که کارمند یک شرکت در تهران بود ازدواج کردم. او هر روز ساعت 5 صبح با سرویس به محل کارش می‌رفت و شب ‌هم بر می‌گشت اما متأسفانه به او علاقه‌ای نداشتم و احساس کمبود عاطفی می‌کردم. تا اینکه یک روز در یکی از خیابان‌های کرج به‌طور اتفاقی با یک خودروی 206 تصادف کردم و چون مقصر بودم، شماره تلفنم را به راننده پژو دادم. این حادثه سرآغاز یک رابطه عاطفی شد که دو روز بعد هم نخستین قرار ملاقاتمان را در جاده چالوس گذاشتیم. از «دانیال» شنیدم که متأهل است اما همسرش مهریه‌اش را اجرا گذاشته و او یک ماه در زندان بوده است. برایم تعریف کرد که پیش از این اعتیاد داشته اما ترک کرده است. او با ابراز علاقه شدید از من درخواست ازدواج کرد و چون شوهرم مانع خوشبختی‌‌مان بود، تصمیم به قتل‌اش گرفت.

ضمن اینکه وقتی با مخالفت‌هایم روبه‌رو شد مرا تهدید به افشای رابطه‌مان کرد و برای آنکه از تهدیدهایش در امان باشم، با او با ملایمت رفتار می‌کردم. تا اینکه شب حادثه، من و همسرم را غافلگیر کرد و در تاریکی نیمه شب، نقشه‌اش را عملی کرد. با اعترافات تلخ همسر مقتول، دستور بازداشت «دانیال» صادر شد و کارآگاهان جنایی کرج سه ساعت بعد او را دستگیر کردند. متهم -29‌ساله- پس از اعتراف به قتل گفت: «نغمه» می‌گفت که ازدواجش اجباری بوده و از زندگی مشترکش بشدت ناراضی بود. هر روز ارتباط‌مان عمیق‌تر می‌شد و روزی چند ساعت همدیگر را می‌دیدیم. او مدام از مشکلات خود با شوهرش حرف می‌زد و هر روز پس از آنکه شوهرش سرکار می‌رفت، به خانه‌اش می‌رفتم. در این مدت «نغمه» بارها از من خواست تا شوهرش را از بین ببرم و به خاطر پافشاری او، شرایط بدی داشتم به‌طوری که ناچار شدم به مواد مخدر رو بیاورم. صبح روز حادثه هم به خانه‌اش رفتم و تا عصر آنجا بودم. او نقشه حساب شده‌ای داشت. نشانی باشگاه ورزشی شوهرش را داد تا وی را در مسیر بازگشت به قتل برسانم اما نتوانستم. ساعت 9 شب در تلگرام پیام داد و گفت که شام در خانه مادر شوهرش دعوتند و برایم آدرس را فرستاد. گفته بود حدود ساعت 12 شب در مسیر برگشت از آنجا به بهانه حالت تهوع، خودروی شوهرش را متوقف کرده و پیاده می‌شود.از من هم خواست همانجا کار را یکسره کنم. بنابراین پس از کمین در محل مورد نظر و با اشاره «نغمه» نقشه را اجرا کردم.

بدین‌ترتیب پس از بازسازی صحنه جنایت، «دانیال» و «نغمه» به اتهام مباشرت و معاونت در قتل عمدی «امید» با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند.پرونده با صدور کیفرخواست به دادگستری البرز فرستاده شد.قرار است قاضی «هدایت رنجبر» رئیس شعبه اول دادگاه کیفری (1) کرج و دو قاضی مستشار دادگاه پس از مطالعه پرونده، عاملان جنایت را محاکمه کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آذر 1395
زن جوان که اعتراف کرده بود شوهرش را شبانه به دستور یک مرد آشنا کشته دیروز پای میز محاکمه خودش را بی گناه خواند .
من خواستگار خواهر آمنه بودم اما  آمنه که شوهر داشت می خواست با من  ارتباط پنهانی داشته باشد+عکس

رسیدگی به این پرونده از چهاردهم بهمن 90 به دنبال تماس زن جوانی به نام آمنه با اورژانس در دستور کار پلیس Police قرار گرفت. زن جوان گفت شوهرش به نام مهدی در خواب جان سپرده است.وقتی کارشناسان پزشکی قانونی در گزارشی علت مرگ مهدی 30 ساله را خفگی اعلام کردند پرونده رنگ و بوی جنایی به خود گرفت.

با شکایت پدر و مادر مهدی، آمنه تحت بازجویی قرار گرفت. این زن که خودش را غمزده نشان می داد ادعا کرد همسرش به مرگ طبیعی فوت شده و او دستی در این ماجرا نداشته است. اما پس از 8 ماه سرانجام آمنه لب به اعتراف گشود و ادعا کرد به دستور یک مرد جوان به نام میکائیل همسرش را کشته است.

به دنبال اظهارات زن جوان میکائیل نیز بازداشت شد و در حالی که منکر همدستی در جنایت Crime بود به رابطه پنهانی به زن جوان اعتراف کرد.با توجه به مدارک موجود در پرونده و بررسی پیامک های ارسال شده بین آمنه و مرد جوان، میکائیل با قرار وثیقه آزاد شد و آنها دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست محسن زالی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستادند.

در ابتدای این جلسه پدر و مادر مهدی درجایگاه ویژه ایستادند و برای عروسشان حکم قصاص خواستند.

سپس آمنه که حالا 31ساله است در جایگاه ویژه ایستاد و منکر شوهرکشی شد. او گفت:من و شوهرم رابطه خوبی با هم داشتیم و با وجود مخالفت های شدید خانواده هایمان با هم ازدواج کردیم. من هیچ مشکلی با شوهرم نداشتم و ما زبانزد فامیل بودیم. من انگیزه ای برای کشتن Killing شوهرم نداشتم و در اداره اگاهی تحت فشار روانی به قتل Murder اعتراف کردم .

وی در پاسخ به سوال قاضی Judge دادگاه درباره رابطه پنهانی اش با میکائیل گفت:من با میکائیل فقط پیامکی در ارتباط بودم. چون همسرم توجه زیادی به من نداشت می خواستم با این کار حس حسادت او را بر انگیخته و توجه او را جلب کنم . به همین خاطر با میکائیل ارتباط برقرار کردم. اما هیچ وقت او را به خانه مان دعوت نکردم و فقط برایش پیامک ارسال می کردم.

سپس میکائیل در جایگاه ویژه ایستاد و منکر دست داشتن در جنایت شد. وی گفت: فوق دیپلم دارم و کارمند هستم. آمنه را از سالها قبل می شناختم. او همیشه دچار توهم بود و حالا هم با خیال پردازی هایش مرا گرفتار کرد. او گاهی اوقات برایم پیامک می فرستاد و حرف های نامربوط مطرح می کرد اما من به او اعتنا نمی کردم و بارها به او گفته بودم دست از سرم بردارد.

وی درباره نحوه آشنایی اش با آمنه گفت: من چند سال قبل خواستگار خواهر آمنه بودم. ما با هم قرار ازدواج گذاشته بودیم که متوجه شدم خواهرش قبلا یکبار عقد کرده و طلاق گرفته و این ماجرا را از من پنهان نگه داشته است . به همین خاطر رابطه ام را با خواهرش قطع کردم.اما بعد از چندین ماه آمنه به من پیامک داد و ابراز علاقه کرد. با آنکه جواب پیامک هایش را نمی دادم یک شب به من پیامک داد و گفت که مهدی را کشته است. با دیدن این پیامک شوکه شدم و دیگر پاسخ او را ندادم.ولی مدتی بعد از سوی پلیس بازداشت شدم.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 آذر 1395
بازداشت
دستگیری  زمانی که به اتاق مدیرعامل شرکت رفتم در اتاق را قفل کرد/  از رفتارهای زشتش شوکه شدم  !

چندی پیش زن جوانی با حضور در شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران، از مردی به اتهام کلاهبرداری شکایت کرد.

 

شاکی به بازپرس قریب احمد‌زاده گفت: قصد داشتم وام بگیرم تا این‌که با خواندن آگهی یک شرکت که در ارتباط با پرداخت وام فعالیت می‌کرد، تماس گرفتم. مدیرعامل این شرکت مدعی شد؛ با دریافت هشت میلیون تومان کارمزد می‌تواند برای من وام صد میلیونی بگیرد. من هم این مبلغ را همراه مدارکم به او دادم.

 

وی افزود: بعد از آن قرار شد تا دو هفته دیگر وام را دریافت کنم. اما با گذشت دو هفته، خبری از دریافت وام نشد. چند بار به شرکت او رفتم که بهانه‌های واهی می‌آورد و مدام از من فرصتی می‌خواست تا مشکل پیش آمده در بانک را حل کند.

 

شاکی ادامه داد: مدیر شرکت با این ترفند دو ماهی مرا سر کار گذاشت تا این‌که یک روز با من تماس گرفت و مدعی شد که وام من آماده شده و پول آن را در قالب یک فقره چک از بانک برایم دریافت کرده است. او از من خواست به دفترش بروم تا چک صد میلیون تومانی را تحویل بگیرم. روز بعد در ساعتی که او خواسته بود به دفتر شرکت رفتم. کسی در آنجا نبود و مدیر شرکت تنها بود. زمانی که به اتاقش رفتم او شروع به گفت‌وگو با من کرد. بعد در اتاق را قفل کرد. از رفتارهای زشتش  شوکه شدم و زمانی که به او اعتراض کردم او به سمتم حمله کرد و می‌خواست مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد که با وی درگیر شدم و گلدانی را که در اتاق بود به سمتش پرت کردم که مجروح شد. سراسیمه در را باز کرده و متواری شدم. هم‌اکنون از او شکایت دارم، او می‌خواست به من آسیب برساند و در ضمن از من کلاهبرداری کرده است.

 

همزمان با تشکیل پرونده قضایی، متهم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و چند روز پیش دستگیر شد. متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و به افسر تحقیق گفت: کلاهبرداری از این زن را قبول دارم. شرکتی که راه‌اندازی کرده بودم کاغذی و فقط برای کلاهبرداری از مردم بود.

 

متهم در ارتباط با سوءقصد برای آزار و اذیت این زن سکوت کرد.

 

متهم با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات برای رازگشایی از دیگر جرایم او ادامه دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 آذر 1395


( کل صفحات : 30 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی