تبلیغات
اخبار حوادث
اخبار حوادث
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :اخبار حوادث
مطالب اخیر
نویسندگان
فریاد می زدم، التماس می کردم، خودم را به دست و پاهایشان می انداختم، می گفتم فرزند کوچکم در خانه انتظار مرا می کشد، رهایم کنید، هر چقدر پول بخواهید می دهم اما از نگاه کردن به چشم های هوس آلود آنان وحشت داشتم، هیچ کسی در آن تاریکی شب، صدای ضجه های یک مادر را نمی شنید تا این که تیغه چاقو دیگر نفسم را برید، از شدت ترس می لرزیدم و ...
این 3 مرد را می شناسید؟ / التماس می کردم، رهایم کنید ولی آنان کاری با من کردند که از گفتن آن هم خجالت می کشم + عکس

این ها بخشی از اظهارات یکی از قربانیان پرونده «خرچنگ های سیاه» است که با دیدن متهمان دست و پایش به لرزه افتاده بود. هنوز هم وحشت در چهره اش موج می زد، صدای گریه های سوزناکش همه حاضران را تحت تاثیر قرار داده بود، حتی قربانیان دیگر پرونده نیز با چشمانی اشکبار به سخنان تلخ او گوش می دادند. زن جوان در میان گریه هایش گفت: آن ها آن قدر بی شرم و خشن بودند که پاسخ مرا فقط با «شوکر» می دادند. از ترس همه وجودم به لرزه افتاده بود، سرکرده خرچنگ ها وقتی ترس مرا دید فریاد زد: می خواهی کدام دستت را فلج کنم!! گفتم: شما را به امام حسین(ع) قسم می‌دهم رهایم کنید، نگران فرزند خردسالم هستم! اما ای کاش نام مقدسات را بر زبانم جاری نمی کردم چرا که آن خرچنگ شیطان Evil صفت دهان ناپاکش را به ناسزا گشود و حتی به مقدسات  توهین کرد. همان لحظه از خدا استغفار کردم که چرا موجب شدم چنین حیوان کثیفی به مقدسات من توهین کند!...

زن جوان درحالی که هنوز هم دستانش می لرزید، ادامه داد: دیگر کاری از دستم ساخته نبود چرا که تیغه چاقو را زیر گلویم احساس می کردم، گفتم هر چقدر پول بخواهید به شما می دهم فقط مرا نزد همسر و خانواده ام بی آبرو نکنید!! ولی او بی شرمانه می گفت: من به اندازه هیکل تو پول بارت می کنم و سپس وحشیانه به سمت من حمله ور شد و ...

خودم را پایین انداختم

دختر دانشجویی که با پرت کردن خودش از خودرو «خرچنگ های سیاه» موفق شد از چنگ آنان بگریزد نیز روز گذشته پس از شناسایی متهمان پرونده و در حالی که می گفت نمی دانم این وحشتی که در دلم ایجاد شده به کجا خواهد رسید به تشریح ماجرای فرار Escape خود پرداخت و ادامه داد: وقتی «خرچنگ» 266 ساله در صندلی عقب کنارم نشسته بود و  به طور ناگهانی به سوی من حمله کرد، باورم نمی شد که در چنگ حیوان های شیطان صفت قرار گرفته ام. ترس عجیبی همه وجودم را می لرزاند، در یک لحظه در خودرو را باز کردم و خودم را پایین انداختم، مردم در اطرافم جمع شده بودند که آن ها از محل گریختند. حالا از همه می ترسم! احساس امنیت ندارم و این وحشت و اضطراب همه زوایای زندگی من را تیره کرده است. در فصل امتحانات پایان ترم دانشگاه هستم اما این حادثه Incident تلخ راحتی  و آسایش را از من گرفته است. آن شب وحشتناک در میدان هاشمیه منتظر تاکسی بودم که پراید سفید رنگ در مقابلم توقف کرد و تنها سرنشین آن که یک قطعه اسکناس هزار تومانی در دست داشت وانمود می کرد قصد پیاده شدن دارد. من هم با تلگرام Telegram تلفنم مشغول بودم که در یک لحظه راننده به سرنشین عقب اشاره کرد و او  دهان و گلویم را مانند خرچنگ فشرد و زیر صندلی برد. فریاد زدم و با او درگیر شدم در همین هنگام بود که با دست دیگرم در خودرو را باز و خودم را به بیرون پرت کردم ولی گوشی تلفنم داخل خودرو آن ها افتاد ...

آرم تاکسی را بردار!

زن دیگری که اواخر اردیبهشت در دام خرچنگ های سیاه گرفتار شده بود نیز وحشت زده به بیان تلخ ترین ماجرای زندگی اش پرداخت و گفت: وقتی آرم تاکسی تلفنی را روی پراید دیدم با اطمینان سوار شدم اما در نزدیکی صدمتری فجر ناگهان فردی که در صندلی جلو نشسته بود با توقف خودرو به صندلی عقب آمد و بلافاصله دهانم را گرفت و مرا روی صندلی خواباند او به راننده گفت: آرم تاکسی تلفنی را بردار! من سعی می کردم فریاد بزنم اما او تیغه چاقو را زیر گلویم گذاشت و گفت: فقط کیفت را می‌گیرم! با اشاره به او فهماندم که همه اموالم را می‌دهم، رهایم کنید! ولی آن ها با این بهانه که این جا محل شلوغی است به طرف جاده نیشابور حرکت کردند. وقتی نیت شوم آن ها را فهمیدم گفتم من شوهر دارم، به زندگی ام رحم کنید ولی پاسخم را با شوکر می دادند! آن ها مرا به کارهایی وادار کردند که هر انسان با وجدانی حتی از بیان کردن آن هم شرم دارد و ... دیگر گریه امانش نداد و در حالی که می گفت: هنوز از نگاه کردن به چهره همسرم خجالت می کشم ونتوانسته ام حقیقت را برایش بازگو کنم در عذابم!! چشم به خرچنگ های شیطان صفت دوخت و فریاد زد: می دانید با من چه کردید!!

کابوس های وحشتناک

یکی دیگر از طعمه های «خرچنگ های سیاه» در حالی که عنوان می کرد کابوس های وحشتناک رهایم نمی کنند به تشریح این ماجرای تلخ پرداخت و گفت: وقتی اطراف میدان سپاد راننده پراید سفید مقابلم توقف کرد و من آرم تاکسی تلفنی را دیدم با اعتماد کامل در صندلی عقب نشستم ولی با دیدن جوانی که به عنوان مسافر داخل خودرو بود یک لحظه مکث کردم راننده بلافاصله گفت: چند قدم جلوتر پیاده می شود! اما وقتی راننده حرکت کرد ناگهان مسافر صندلی عقب دهانم را گرفت و سرم را زیر صندلی برد. هر چه تلاش کردم خودم را نجات بدهم نشد! مرا با شوکر زد و چاقو زیر گلویم گذاشت. وقتی عنوان کردم شوهر دارم گفتند کاری می کنیم که شوهرت تو را طلاق بدهد! التماس هایم هیچ فایده ای نداشت، آن ها داخل خودرو مرا وادار به کارهای شرم آوری کردند که بیان آن برایم بسیار تلخ و دشوار است. از آن شب به بعد کابوس های وحشتناک رهایم نمی کنند. هر شب تا صبح بیدارم حتی از قرص های اعصاب و روان استفاده می کنم ولی باز هم به خاطر ترسی که وجودم را فرا گرفته، نمی توانم آرامش داشته باشم! این حیوان های کثیف دوباره مرا به مشهد بازگرداندند و تا ساعت یک بامداد 2 بار از کارت عابر بانکم پول برداشتند اما کاش فقط مالم را می بردند و این گونه مرا نزد خانواده ام شرمگین نمی کردند...

سابقه خبر

 3 متهم اصلی پرونده «خرچنگ های سیاه» که با صدور دستورات ویژه قضایی و با تلاش گسترده کارآگاهان ادارهجنایی  پلیس آگاهی خراسان رضوی در چهاردهم خرداد دستگیر شدند، متهم هستند که زنان و دختران جوان را در پوشش مسافرکشی سوار یک دستگاه پراید هاچ بک سفید رنگ می کردند و پس از سرقت Stealing اموال، آنان را  مورد آزار قرار می دادند.خبر دستگیری اعضای این باند که به «خرچنگ های سیاه» معروف هستند و با نظارت مستقیم سرهنگ «حمید رزمخواه» (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) به دام افتاده اند منتشر شد. این پرونده هم اکنون با صدور دستورات ویژه (توسط قاضی Judge حیدری معاون دادستان مشهد) برای کشف زوایای پنهان آن،  در حال رسیدگی است.

شاکیان به پلیس آگاهی بروند

 معاون دادستان مشهد که صبح روز گذشته تا بعدازظهر در پلیس آگاهی خراسان رضوی حضور یافته بود و به روند رسیدگی به پرونده «خرچنگ های سیاه» نظارت می کرد  گفت: طبق دستور قاضی غلامعلی صادقی (دادستان عمومی و انقلاب مشهد) تصاویر بدون پوشش متهمان منتشر شود تا چنانچه زنان و دختران دیگری طعمه متهمان شده اند به پلیس آگاهی مراجعه و شکایت خود را مطرح کنند. قاضی حسن حیدری افزود: با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع این پرونده با سرعت و دقت در حال رسیدگی است و همه جوانب این پرونده در نظر گرفته خواهد شد. این مقام با تجربه قضایی تصریح کرد: پرونده هایی که در مراکز مختلف انتظامی و یا شعبه های دیگر دادسرا در این باره مطرح شده بود به یک شعبه خاص ارجاع شده است که بررسی ها در این باره ادامه دارد اما به خاطر این که موضوع پرونده از موارد ویژه است نمی توان اطلاعات بیشتری را عنوان کرد. قاضی حیدری در عین حال گفت: همه افرادی که برای شناسایی و یا طرح شکایت به اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی واقع در منطقه رضاشهر مشهد مراجعه می کنند بدانند که هویت، اظهارات و همه اسناد و مدارک آنان محرمانه است و هیچ کس به این موارد دسترسی نخواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 خرداد 1396

طناز ۱۹ ساله به افسر تحقیق گفت: مدتی است که شیشه مصرف می‌کنم و همین باعث شد خانواده‌ام مرا از خانه طرد کنند. در جریان رفت و آمدم به خانه‌ای که پاتوق معتادان بود، با سه مرد جوان آشنا شدم و تصمیم گرفتیم با تشکیل یک باند از مردان هوسران سرقت و اخاذی کنیم.

من به عنوان مسافر سر راه خودروهای مدل بالا و افرادی که به نظر می‌رسید وضع مالی خوبی دارند، قرار می‌گرفتم و  آنها را به خانه اجاره‌ای منتقل می‌کردم. بعد همدستانم آنها را کتک زده، دست و پایشان را می‌بستیم پول و اموالشان را سرقت Stealing می‌کردیم. با تهیه فیلم‌های سیاه نیز از آنها طی چند مرحله اخاذی کرده‌ایم.

آخرین قربانی که به این خانه کشاندیم، مقاومت کرد. بنابراین با او درگیر شدیم چهار نفری دست و پایش را گرفتیم. من روی سینه‌اش نشستم که حرکت نکند. که در این گیر ودار سرش به لبه دیوار اپن آشپزخانه  خورد و  خون آمد. بعد هم دیگر صدایش خاموش شد و متوجه شدیم مرده است. مانده بودیم با جسد چه کنیم. طعمه دیگرمان شاهد این جنایت Crime بودکه تصمیم داشتیم او را هم بکشیم که ماجرا لو رفت. من هنگام فرار Escapeدر حالی که قمه داشتم، راه خودرویی را سد کرده و با گروگان hostage گرفتن راننده سوار خودرو شدم و فرار کردم.

سرکرده باند افزود: در میانه راه متوجه گشت پلیس Police شدم، از این خودرو پیاده و با سد کردن راه راننده دگیری  فرار کردم. بعد از آن سوار خودروی دیگر شدم که سرانجام ماموران مرا بازداشت کردند.

با اعتراف سرکرده این باند جنایتکار همان شب ماموران در جریان قرار صوری که متهم زن با همدستش گذاشته بود، او را به یکی از محله‌های کرج کشاندند و او بازداشت شد.

این متهم نیز در مواجهه حضوری با طناز به همدستی با او در اخاذی سیاه و سرقت‌های سریالی از مردها و نیز همدستی در قتل Murder یکی از قربانیان اعتراف کرد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 خرداد 1396
به گزارش پرونده ، مردی آشفته خود را به کرمان رساند و ادعا کرد در یک توطئه گرفتار شده و خود نیز بی‌تقصیر نبوده است. این مرد که صدایش می‌لرزید، به افسر بازجو گفت: یک ماه قبل با زنی جوان که دختری ۱۳ ساله دارد، آشنا شدم. وی خود را زنی تنها معرفی کرد و با توجه به شغل پر در‌آمد من سعی کرد خودش را به من نزدیک کند. وی افزود: ابتدا از سر دلسوزی کمک‌هایی کردم، اما این زن جوان اصرار داشت در جای خلوتی من را ببیند. هرچه از پیشنهادش سرباز می‌زدم، نمی‌پذیرفت و بیشتر پافشاری می‌کرد تا اینکه تسلیم شدم. به شرط اینکه دخترش را همراه خود بیاورد، پذیرفتم. قصدم این بود که این زن نزد دخترش من را قربانی خواسته شوم خود نکند.
 
مادر و دختر به خانه‌ام آمدند و ناگهان رفتارها و گفتارهای عجیبی داشتند. وقتی رفتند از اینکه اتفاق خاصی نیفتاده است، خوشحال بودم، البته به نوع رفتارهای زن جوان حتی دخترش مشکوک شده بودم. آنها بیشتر نقش بازی می‌کردند و مشخص بود در نهایت مراقب رفتارشان هستند.
 
هنوز ساعتی از رفتن آنها نمی‌گذشت که موبایلم زنگ خورد و مردی با صدای خشن و گرفته ادعا کرد فیلمی از من دارد که نشان می‌دهد به همسرم خیانت کرده‌ام و زنی با دختر نوجوانش میهمان خانه‌ام بوده‌اند.
 
از آنجایی که به خودم مطمئن بودم، به وی ناسزا گفتم و خواستم دست از باجگیری بردارد و گفتم که می‌دانم مادر و دختر اجیر شده بوده‌اند، اما وقتی شنیدم می‌خواهد فیلم آن میهمانی را نزد همسرم و حتی بین همکاران پخش کند، با وجود اینکه می‌توانستم رفتارم را توجیه کنم، ترسیدم و پذیرفتم به آن مرد نزدیک ۱۰ میلیون تومان بدهم تا دست از سرم بردارند.
 
این پول به حساب مرد شیاد و همدستانش واریز شد، اما صبح امروز آن مرد باز تماس گرفت و ۱۰ میلیون تومان دیگر خواست. نمی‌خواستم به خاطر گناه ناکرده پولی به کسی باج بدهم، به خاطر همین تصمیم گرفتم پلیس را در جریان قرار دهم. با ادعاهای این مرد پولدار بازپرس ددستور داد مرد باجگیر همراه مادر و دختر شیاد دستگیر شوند.
 
کارآگاهان در این مرحله با دادن آموزش به مرد پولدار توانستند ردی از مرد تماس‌گیرنده به دست ‌آورند و از طریق بررسی‌های بانکی و مخابراتی این مرد را در خانه‌اش محاصره کرده و به دام اندازند.
 
از خانه این مرد باجگیر، نه‌تنها فیلم مربوط به مرد ثروتمند به دست آمد، بلکه ماموران با فیلم‌های دیگری روبه‌رو شدند که در همگی آنها مادر و دختر نوجوانش با ایفای نقش مردان را در تنگنا قرار داده بودند.
 
وقتی در یکی از اتاق‌ها زن جوان و دختر ۱۳ ساله نیز که پنهان شده بودند، دستگیر شدند، تلخ‌ترین بخش این پرونده رقم خورد و مشخص شد مرد باجگیر کسی جز پدر خانواده نیست که همسر و دختر ۱۳ ساله‌اش را وادار به همراهی در دسیسه‌های شیطانی خود کرده است.
 
اعضای این خانواده بازداشت شدند. پدر خانواده در بازجویی‌ها گفت: وقتی ماجرای نقشه‌ام را به همسرم گفتم، با عصبانیت نپذیرفت، حتی تهدید به جدایی کرد، اما بعد با شنیدن وعده زندگی رویایی پذیرفت. شرط ما این بود که خط‌قرمز‌ها رعایت شوند.
 
 
وی افزود: مردان پولدار را من شناسایی می‌کردم و همسرم با ایفای نقش زن تنها و نیازمند با آنان رابطه برقرار می‌کرد. بیشتر این مردان وقتی اصرار همسر و دخترم را به میهمانی در خانه‌شان یا سفر می‌دیدند، نمی‌پذیرفتند که همسرم با ترفندهایی که به او آموزش داده بودم، آنها را مجبور به پذیرفتن می‌کرد و در خانه‌ها یا مسافرت با استفاده از دوربین موبایل به صورت پنهانی فیلمبرداری می‌کرد.
 
زن شیاد نیز گفت: هیچگاه فکر نمی‌کردم در نقش یک شیطان با شوهرم همدستی کنم، اما وسوسه پول، طلا، تفریح و خانه مناسب من را فریب داد و پشیمانم.
دختر ۱۳ ساله که گریه می‌کرد، گفت: من بیشتر مراقب پدر و مادرم بودم و وجود من در امنیت مادرم لازم بود. هر شب با گریه می‌خوابیدم و افسوس می‌خوردم چرا پدر و مادرم نباید سالم زندگی کنند.
کارآگاهان که می‌دیدند این زوج و دختر نوجوان‌شان مردان زیادی را به دام خود کشانده‌اند، به بررسی‌های اطلاعاتی پرداختند و با اعترافات باند شیطانی توانستند بیشتر طعمه‌های‌شان را شناسایی کنند و این مردان که می‌دیدند مشخصات‌شان محرمانه خواهد ماند، پذیرفتند پرده از سرنوشت‌های مشابهی بردارند. یکی از مردان گفت: اصرار خیلی زیاد بود تا اینکه پذیرفتم مادر و دختر را به سفری تفریحی ببرم و همانجا آنها فیلمبرداری کرده بودند و از من ۱۰۰ میلیون تومان باجگیری کردند. باور کنید زندگی‌ام سیاه شده بود و شب‌ها از ترس آبرویم کابوس می‌دیدم.
 
بنابر این گزارش، بررسی‌ها نشان داده است باند خانوادگی باجگیری‌های ۵ میلیونی، ۱۰ میلیونی، ۴۰ میلیونی و حتی ۱۰۰ میلیونی داشته‌اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 خرداد 1396


( کل صفحات : 30 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی